محمدجواد فضل الله ( مترجم : سيد محمد صادق عارف )
16
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )
مقاتل الطالبيّين نقل مىكند اشاره مىكنم « 1 » ، او مىنويسد : پس از آنكه يحيى بن زيد بن علىّ بن الحسين عليهما السّلام از بند زندان رها شد ، شيعيان خراسان به آهنگرى كه زنجير را از پاى يحيى بيرون آورده بود مراجعه و آن را به بهاى بيست هزار درهم به شركت از او خريدند و آن را خرد ساخته هر تكّهاى از آن را نگين انگشترى كردند و به آن تبرّك جستند . اين نمونه كوچكى از مرتبه ارادت و شيفتگى مردم خراسان به سادات علوى ، در اواخر دوران حكومت اموى است ، چه رسد به عصر مأمون كه انبوهى از مردم ايران بويژه خراسانيان بر اثر مظالم گذشته امويان ، و غدر و بيدادگرى و فجور عبّاسيان ، تنها به خاندان على عليهم السّلام دل بسته و از همه كسانى كه خود را خويشاوندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىشمردند ، دل كنده بودند ، خصوصا به ائمّه اهل بيت و مقام شامخ ولايت و خورشيد درخشان امامت شمس الشموس و انيس النّفوس حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه الاف التحيّة و الثّناء كه ورود موكب همايونش به شهر نيشابور ، و استقبال عظيم و پرشور مردم آن از آن حضرت ، و نيز انقلاب و هيجان مردم مرو پايتخت حكومت مأمون ، در هنگام بيرون آمدن حضرت براى برگزارى نماز عيد ، كه تفصيل اينها در همه تاريخها آمده است ، نمونههايى از دلبستگى و از خودگذشتگى مردم در برابر خاندان على عليهم السّلام مىباشد . و بالاخره تأسيس نخستين حكومت شيعى طاهريان اندكى پس از اين تاريخ در خراسان ، نشانه روشنى بر قوّت و قدرت تشيّع در عصر مأمون است . بنابراين ، اين خليفه زيرك و باهوش عبّاسى كه بازتاب خشونت و جنايات اسلاف خود را درك كرده بود ، نمىتوانست در خراسان يعنى نيرومندترين پايگاه تشيّع مانند جدّش منصور سادات علوى را در جوف ستونها بگذارد و بر بالاى آنها برج و بارو بسازد ، و يا مانند پدرش در بغداد امام كاظم عليه السّلام را سالهاى دراز در زندانها نگه دارد و سپس مسموم گرداند ، امّا اين را توانست كه با در پيش گرفتن سياستى ظاهرا سازشجويانه و فريبكارانه براى مدّتى كه لازم بود از علويان بر ضدّ عبّاسيان بهرهبردارى كند ، و با كمك آنان ناآراميها را فرونشاند ، و پس از رسيدن به اهداف شوم خود ، به شيوه اسلاف خويش كه غدر و ناجوانمردى بود ، امام هشتم عليه السّلام را مظلومانه و بسى مظلومانه مسموم و شهيد سازد ، و سپس در عقب جنازه آن حضرت با سر و پاى برهنه به راه افتد ، و گريه و زارى و اظهار بىتابى كند . اينك كتاب حاضر كه به قلم يكى از دانشمندان و نويسندگان برجسته لبنانى نگارش يافته ، و به دستور بنياد محترم پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى به وسيله اين بنده از عربى به فارسى برگردانيده شده است ، با اسلوبى بىسابقه و جالب به تجزيه و
--> ( 1 ) - منتهى الآمال . جلد دوّم ص 37 .